تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
440
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
طول كشيده است به درستى معلوم نيست . فردوسى اين دوران فترت را چهل روز گفته است و اين كافى است كه براى آذر نرسى « 1 » مدّت سلطنت خيلى كوتاهى فرض كنيم . گفتهء فردوسى دستكم اعتبار بيشترى دارد تا ترجمهء فارسى طبرى بلعمى كه اين دورهء فترت را شش ماه گفته است . بههرحال تاريخ تولّد شاپور دوم را بايد پيش از سپرى شدن سال مذكور ( در روز چهارم سپتامبر 310 م ) قرار دهيم ، زيرا نخستين سال احتسابى سلطنت او ، چنان كه كمى پيش از اين نيز گفته شد ، سال 309 مسيحى است كه با پنجم سپتامبر آغاز مىگردد . در اينجا ما دوباره نقطهء اتّكاى محكمى داريم . به موجب فهرستهاى قديمتر مدّت سلطنت شاپور دوم هفتاد سال طول كشيده است . اين رقم را كه سبئوس ارمنى نيز نقل كرده است بر رقم هفتاد و دو سال مورّخان « 2 » عرب ترجيح مىدهيم براى آنكه اعتبار راويان آن بيشتر است . اما دليل محكمترى نيز داريم كه آخرين سال سلطنت شاپور دوم سالى بوده است كه در 18 اوت 379 مسيحى پايان يافته است . چنان كه در كتاب شهدا ( ج 1 ص 167 ) آمده است در واقعهء شهادتى كه در آوريل سال سى و هفتم تعقيب مسيحيان ( - سال شصت و هفتم سلطنت شاپور - سال 376 م ) اتّفاق افتاد ، بعضى از مسيحيان تا هنگام مرگ اين پادشاه « تقريبا چهار سال » در زندان ماندند . خبر كاملتر را از همان كتاب ( ص 178 ) در دست داريم : در سال سى و هفتم تعقيب مسيحيان ( 6 - 375 ) فرمانى صادر شد كه عقب هشيما زندانى شود ( ص 179 ) . سه سال پس از آن يعنى در سال هفتادم سلطنت ( - 9 - 378 ) پادشاه به ماد آمد ( ص 185 ) . عقب هشيما در اكتبر 378 مرد و بقيّهء مؤمنان ( مسيحى ) شش ماه ديگر يعنى تا آوريل 379 در حبس ماندند و بدين ترتيب حبسشان روىهمرفته سه سال و نيم طول كشيد ( ص 192 ) . آخرين شهادت در هفتهء پيش از عيد خمسين 379 روى داد و اين پايان تعقيب
--> ( 1 ) - رجوع شود به صفحهء 83 ، زيرنويس شمارهء 2 . ( 2 ) - فردوسى نيز كه مدت عمر او را « هفتاد و اند » ( چاپ ماكان 1455 ) گفته است در حقيقت مقصودش همين هفتاد و دو بوده است .